چند وقته که درد مبهمی توی سینه ام جمع شده.چیزی شبیه یک بغض سمج که به زور قورتش دادم و رسوندمش نزدیک پرده ی دیافراگمم..اما دیگه از این پایینتر نمیره..

دکتر میگه اگه همینجوری پیش بره،دیواره ی مری ات سوراخ میشه و..اونوقت..شاید واقعاَهمه چیز دیر بشه....

فعلاَگیر دوا و درمونم...همین دیگه....

راستی!کی بود میگفت:"اگه تنها بمونی هیچی ات نمی شه!"؟؟؟؟